X
تبلیغات
خاطرات نوکری من - اولین شب شکنجه من
تمام حس هایی که من در مورد نوکری دارم

دیشب اولین شکنجه؛ البته شکنجه نمی شه گفت بهتر است بگم اولین شب تنبیه بدنی من بود.

چون همه دستورات ارباب کیوان رو انجام نداده بودم ارباب پاهای من رو به تخت بستند و ۱۰۰ ضربه شلاق رو به تن من نواختند.

اولش التماس کردم که ارباب رحم کنید، ارباب گفتند ۱۰۰ ضربه شلاق از باسن و بعد هر ضربه باید بگی گوه خوردم .

باورم نمی شد بتونم ۱۰۰ ضربه شلاق رو تحمل کنم اما نه تنها تحمل کردم(با گریه و زاری) بلکه کلی هم تحقیر شدم و مثل یه سگ به خودم پیچیدم.

نوشته شده توسط فرانک نوکر ارباب کیوان در ساعت 22:30 | لینک